فیلم زیبا و مستند از قلعه احمدآباد آرامگاه دكتر محمد مصدق
نشانی خانه و آرامگاه مرد جاوید تاریخ ایران دکتر محمد مصدق در روستای احمدآباد آبیک


شريف دادوند
در تعريف تاريخ میگويند ، که تاريخ نگرشی به گذشته برای بهتر زيستن در آينده است.هدف از بيان وقايع تاريخی ،درسهای نهفته در آن است که ميتواند چون چراغی فرا راه نسلهای بعد گردد. اين درسها و تجربيات است که لازمه آموختن تاريخ و نگرش تاريخی را به وضوح آشکار میکند.بررسی زندگی مردان و زنان تاريخ ساز نيز از جهت آموزهای آن،اهميت بسيار دارد.
۱۴ اسفند هر سال ياد آور نام و خاطره و مهمتر آموزههای ،نام آورترين نام معاصر ايران و شايد خاورميانه، و يکی از نامهای جاودان تاريخ، بزرگمرد ملی ايران ، دکتر محمد مصدق است. در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ مردی روی در نقاب خاک کشيد که لحظه لحظه زندگی پر بارش،مبارزاتش برای آزادی و استقلال سياسی ايران و پی افکندن دموکراسی در آن بود. اگر چنان که ياد شد ثمره زندگی آدمی را ، تلاش برای بهبود زندگی انسانها و تدوين آموزههای انسان مدارانه بدانيم ، مصدق يکی از پر ثمرترين زندگیها را داشته است.بيان زندگی و مبارزات او ، پای بندی او به اصول انسانی، رفتار وی به عنوان يک سياستمدار آرمان خواه، پافشاری وی در اجرای اصول دموکراسی در بحرانيترين شرايط،,قطعاً در يک مقولهای اينچنينی نخواهد گنجيد، اما به اجمال خواهيم کشيد که بر زوايای وجودی و رفتاری وی ، نوری هر چند کور سؤ، بتابانيم ، باشد که درسهای وی برای ساختن کشور ما و بنای دموکراسی در آن، سر مشق ما و نسلهای بعد قرار گيرد.
خاطرات و تالمات مصدق
به قلم دکتر محمد مصدق

مشتمل بر دو کتاب خاطرات و شرح مختصر زندگانی
برای دانلود کتاب کلیک کنید
یا
(با فرمت فشرده /زیپ)
دوش رفتم بر سرِ خاکِ عزیزانِ مصدق
آنکه جان درباخته در پایِ پیمانِ مصدق
سر به سنگش کوفتم سردادم افغانِ مصدق
نالهها برخاست از گورِ عزیزانِ مصدق:
کای رفیقِ مهربان جانِ تو و جانِ مصدق
ما به دامِ روبه مکروهِ مکار اوفتادیم
ما به کامِ گرگِ خون آشامِ خونخوار اوفتادیم
ما نهالِ نورسی بودیم و از بار اوفتادیم
ای خوشا جان باختیم آخر به پیمانِ مصدق
ای رفیقِ مهربان جانِ تو و جانِ مصدق
چون به کین خواهی درآمد دشمنِ پرکینة ما
دشمنِ پرکینة ما ، روبهِ گرگینة ما
ناله ای دیدی برآید از دل و از سینة ما؟
ناله و ما؟! ناله و طفلِ دبستانِ مصدق؟!
ای رفیقِ مهربان جانِ تو و جانِ مصدق
ما به پای دوست با سوکِ تن و جان عهد بستیم
ما سرِ شمشیرِ دشمن را کنارِ جان شکستیم
ما به رنگِ خونمان در دام اهریمن نشستیم
تا مگر آزاد گردد جانِ ایرانِ مصدق
ای رفیقِ مهربان جانِ تو و جانِ مصدق
ما در این خاکِ سیه هم آتشی داریم و سوزی
آتشی داریم و سوزی از شرارِ دلفروزی
لیک ای افسوس ما را نیست دیگر آنکه روزی
سر گذاریم از سرِ شادی به دامانِ مصدق
ای رفیقِ مهربان جانِ تو و جانِ مصدق
گو رفیقان را که لرزد استخوانها در برِ ما
استخوانها لرزد و لرزد دریده پیکرِ ما
این دریده پیکرِ ما ، این جدا از تن سرِ ما ،
روز و شب دل ناگران از بند و زندانِ مصدق
ای رفیقِ مهربان جانِ تو و جانِ مصدق
منيره طه تهران ، دی 1332
16 آذر 1332 ملتی سرخورده از کودتای آمریکایی سردرگریبان گرفته بود اما دانشجویان و 3 آذر اهورایی با حرکت خود باز هم امید را در جامعه جاری کردند. شعر بالا را اتفاقی در سایتی دیدم. مصدق نماد آزادی خواهی و مبازه ملی بر ضد استبداد و استعمار بود و هست. امیدوارم که امید را از دست ندهیم و در راه پیشرفت و آبادانی میهن به آرامش و مدار در کنار خرد و دانایی توجه بیشتری داشته باشیم. درود میفرستم به روح همه شهیدان ایران.
http://haniran.persianblog.ir/post/310/
شانزدهم آذر، یادروز ِ خشم و خروش و خیزش و جان بازی ی ِ دانشجویان در ستیز ِ با کودتاگران ِ ایران بر باد ده، گرامی باد!
ویژهنامهی ِ ۱۶ آذر، روز ِ دانشجو

دوشنبه شانزدهم آذر ماه ۱۳۸۸
*
*
رهنمودها و سفارشهای دکتر محمّد مصدّق، سردار ِ مبارزهی ِ ملّی به دانشجویان و جنبش ِ دانشجویی: سندی مهمّ
امروز روز 21 آذر و سالروز آزادسازي آذربايجان از چنگال بيگانگان و ايران ستيزان است. دو فايل زير ديدگاهها و نقش دكتر مصدق را در اين خصوص بررسي كرده است.
فيلم مستندي از تلويزيون صداي آمريكا درباره كودتاي 28 مرداد 1332 و پيامدهاي تاريخي آن
فيلم مستند پيام راديويي دكتر مصدق به ملت براي برگزاري رفراندوم انحلال مجلس شوراي ملي
فيلمي مستند از زندگي سياسي و شخصي دكتر محمد مصدق.
آماده سازي در حزب ملت ايران
متن سخنراني دکتر بهروز برومند در احمد آباد به مناسبت سالگرد درگذشت دکتر محمد مصدق/ مصدق و جوانان 14 اسفند 1387
دكتر مصدق به هيچ "ايسمي" وابستگي و دلبستگي نداشت و در زماني كه دوره ايدئولوژيهاي وارداتي مانند ليبراليسم، ماركسيسم-لنينيسم، سوسيال دموكراسي و مانند آنها بود. بزرگمرد تاريخ ايران ناوابستگي، سياست موازنه منفي و بهرهگيري از نيروي شكوهمند ملت ايران را براي پيريزي بناي ايراني آزاد و آباد، در پيش گرفت. از همين رو ايرانيان از خردسالان تا سالمندان هوادار راه و روش او شده و در همه گروههاي سني پشتيباني خود را از راه مصدق نشان ميدادند. نمونههايي از پيآمد آموزشهاي دكتر مصدق روي همه گروههاي سني در آن زمان و پس از به بند كشيده شدن رهبر نهضت ملي چنين است: ...

... در پيام دكتر مصدق به جوانان و دانشجويان در زماني كه نخست وزير كشور بودند در تاريخ 22 خرداد ماه 1330 آمده است
" فرزندان عزيزم : درود قلبي به شما ميفرستم و از خداي متعال مسئلت دارم همگان با كاميابي و سربلندي از علوم و فنون آن ديار مترقي، بهرهاي كافي بستانيد و به سلامت و سعادت به ميهن مقدس برگرديد و مصدر خدمات شايان شويد و حق كشور و ملت ايران را كه به گردن شما فرزندان خلف است ادا نماييد. چون در اكثر نقاط كشورهاي آمريكايي و اروپائي پراكنده هستيد و با آن ملتهاي دوست و بزرگ تماس و ارتباط دائمي داريد به علاوه مراسلاتي از بعضي شما راجع به نفت و مربوط به سوء تفاهمات در آن ديار به من رسيده لازم دانستم شما را از مقاصد ملت ايران در باب ملي شدن صنايع نفت مطلع گردانم تا شما هم به نوبه خود افراد ملت عدالتخواه و حق پرست آن ممالك را آگاه سازيد و به هر كه رسيديد و در هر محفلي حاضر شديد اين مقاصد را شرح دهيد تا اگر اشخاصي در نتيجه بيخبري يا شايد در نتيجه اغفال عمال مغرض دچار سوء تفاهم شده اند از حقيقت مطلع شوند، زيرا اطلاع صحيح ملل مترقي و دوستي آنها براي ما بسيار مهم و مغتنم است ...و بر شما فرزندان اين آب و خاك است كه با استفاده از جميع وسائلي كه در دست داريد، مردم آزاده آن سامان را از حقايق امر مطلع ساخته و وظيفه خطير ملي خود را در اين موقع دشوار ايران، به نفع كشور باستاني خود و بر اساس حق و حقيقت انجام دهيد. با اين توضيحات پيام خود را به پايان ميرسانم و شما جوانان دانشجو و علاقهمند به ميهن عزيز را به خدا ميسپارم."
به روشني ديده ميشود كه در جايگاه قدرت مصدق چگونه با دانشجويان برخورد ميكرد؟ از آنها نميخواست زنده باد و مرده باد بگويند. تنها از دانشجويان ميخواست كه "بر اساس حق و حقيقت" پيام ملت ايران را به گوش جهانيان برسانند و در اين راه خواهان جنگ نبوده و بدرستي هوادار دوستي همه ملتها بود ...
... براي ستيز با بيقانوني، خودكامگي و وابستگي مصدق همواره چشم اميد به نسل جوان داشت. دكتر مصدق در سالهاي پاياني زندگي نيز اميد خود را به جوانان و دانشجويان از دست نداد. در تاريخ 14 فروردين ماه سال 1341 خورشيدي از بازداشتگاه احمد آباد در پاسخ به نامه كنفدراسيون دانشجويان ايراني در خارج از كشور نوشت:
"... راست و بي پرده عرض ميكنم كه چشم مردم خيرخواه وطن پرست به شما نسل جديد دوخته شده و آخرين تيري كه در تركش ايراني است همان شما محصلين محترم و نسل جديد هستيد كه از آنچه ديدهايد، درس، و از آنچه هم خواندهايد، نتيجه بگيريد و به مورد عمل در آوريد. از اين ..."
دنباله اين متن را در پيوند ادامه مطلب پي بگيريد.
سي سال پيش در چنين روزهايي (14 اسفند 1357)
يک ميليون نفر بر مزار مصدق

به نوشته روزنامه اطلاعات يک ميليون نفر براي بزرگداشت سالگرد درگذشت دکتر مصدق به احمدآباد رفتند. اين روزنامه نوشت:
« امروز ايران پس از دوازده سال خون دل خوردن و خاموشي بخاطر عجز از برپايي مراسم تجليل از شادروان دکتر محمد مصدق رهبر ملي خود باشکوهي خيره کننده ياد آن بزرگ مرد تاريخ مبارزات ضد استعماري ملل شرق را گرامي داشت. مراسم تجليل از اين ابرمرد چندان باشکوه بود که بي شک پرتو پرجلالش قرون متمادي بر صفحات تاريخ جديد ايران پرتو خيرهکنندهاي داشت.»
براي انعکاس راستين مراسمي که امروز بر مزار دکتر محمد مصدق برگزار شد اطلاعات گروه هاي ويژه اي را بسيج کرده بود، مطالبي که در زير مي خوانيد حاصل گزارش لحظه به لحظه حضور انبود کثيري از مردم در جلوي دانشگاه، حرکتشان به سوي احمد آباد تا زمان چاپ روزنامه است.
در گزارش روزنامه اطلاعات آمده است:
نه صبح روز دوشنبه دوازدهمين سالگرد مرگ مردي که در قلب ملت ايران زنده است: هر لحظه که مي گذرد موج جمعيت فزوني مي گيرد، دانشجويان، دانش آموزان، اساتيد دانشگاه، کارمندان دولت، کارمندان بخشهاي خصوصي، کسبه، اصناف، بازاريان، گروهها و دستجات مختلف و جمع کثيري از اهالي شهرستانهاي مختلف ايران گروه بيشماري از زنان مبارز تهران با هيجان زيادالوصفي به محوطه دانشگاه وارد مي شوند.
اتوبوسها در صفوف منظمي در انتظار سوار کردن مشتاقان زيارت مزار دکتر مصدق ايستاده اند. جلوي دانشگاه مالامال از شمار و روزنامه هاي ديواري است که گروه هاي مختلف اجتماعي در ستايش از رهبر بزرگ ملت ايران نوشتهاند:
آرمان ملت عنوان يک روزنامه ديواري است که دانش آموزان دبيرستان البرز بر نرده هاي دانشگاه نصب کرده اند. اين روزنامه ديواري که در نهايت صداقت گروهي نوجوان و جوان تهيه شده، شمه هايي از مبارزات ملي شدن صنعت نفت ايران را بوسيله محمد مصدق عنوان کرده است.
در شرح حال زندگي اين رهبر بزرگ آمده است که من افتخار خدمتگذاري مردم را بالاترين و پرقيمت ترين افتخارات خود محسوب داشته و ميدارم و به غير از اطاعت و امتثال فرمان هموطنان محبوب هدفي ندارم.

در اعلاميه ديگري که بين جمعيت تقسيم ميشود آمده است درود به روان پاک دکتر محمد مصدق و شهيدان راه آزادي و همچنين مگر نمي بينيد که وطن در خطر افتاده و مواريث ملي هدف تهديد دشمنان قرار گرفته است. ساعت 5/9 صبح جمعيت از مرز صد هزار گذشته است. صدها اتوبوس از موسسات مختلف از جانب گروههاي مختلف سياسي و اجتماعي و صنفي باشعارها و پلاکاردهايي به محوطه دانشگاه وارد شدهاند.
با توجه به جمعيتي که ديشب را تا صبح بر مزار مصدق گذراندند جمعيتي که از تاريک روشن بامداد در صفي طولاني عازم احمدآباد شدند و سيل جمعيتي که هم اکنون به سوي دانشگاه و يا مستقلا به سوي احمدآباد در حرکتند، پيشبيني ميشود امروز يک ميليون نفر بر مزار مصدق گرد آيند.
جبهه ملي و طرفدارانش که گروه بيشماري را تشکيل ميدهند از اتوبوسهاي شرکت واحد براي رفتن به احمدآباد استفاده ميکنند. جمعيت لحظه به لحظه بيشتر ميشود و متاسفانه اتوبوس کافي براي خيل جمعيت به دانشگاه نيامده است.
هر اتوبوس چند برابر گنجايش خود را سوار کرده است. سقف اتوبوس ها مالامال از جمعيت است. جمعيت کثيري که موفق نشده به داخل دانشگاه بيايد در خيابان دانشگاه جمع شده اند و به طرف اتوبوس هجوم ميبرند بلکه خود را به اتوبوس برسانند به احتمال زياد دهها هزار از جمعيت مشتاق موفق نخواهد شد خود را به احمد آباد برساند.
هيچکس تصور چنين استقبالي را براي مراسم بزرگداشت مصدق کبير نميکرد. در مقابل دانشگاه اين شعار واحد روي تمام اتوبوس ها به چشم ميخورد: من ايراني و مسلمانم و عليه هرچه ايرانيت و اسلاميت را تهديد کند مبارزه ميکنم.
اندکي بعد از ساعت ۱۰ صبح حرکت کاروان شکوهمند ستايشگران مرحوم دکتر محمد مصدق به سوي احمدآباد آغاز شد. از اين لحظه به بعد کارواني تشکيل شد که آغاز آن جلوي دانشگاه و انتهايش نامعلوم بود.
اتوبان و جاده قديم کرج را اتومبيلها يک سره پوشانده بود. در طول مسير طولاني دانشگاه تا احمدآباد غريو شعارهاي ملي فضا را پر کرده بود. در اين لحظه ۱۲ ظهر که ما [خبرنگاران اطلاعات] در نيمه راه احمدآباد هستيم سيل جمعيت چند هزار نفري و حتي ميتوانيم بگوئيم ميليون نفري به سوي احمدآباد سرازير است.
روزنامه اطلاعات. شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۵۷ برابر پنجم مارس ۱۹۷۹ ميلادي
بريدهاي 15 دقيقهاي از نمايشنامهي دكتر مصدق
كارگردان رضا علامه زاده
آمفي تئاتر فرود دانشگاه يو سي ال اي (UCLA) لسآنجلس، كاليفرنيا، 25 فوريه 2006 (اسفند 1384)
اين بريدهي كوتاه 15 دقيقهاي قطعهاي از يك نمايشنامهي 103 دقيقهاي است كه به زبان فارسي با زيرنويس انگليسي آماده شده است و سالهاي پس از 1330 تا پايان زندگي پربار دكترمصدق را به تصوير ميكشد.
15-minutes promotion clip of "Mossadegh" play which is originally 103 minutes long (persian with English subtitles).
By: Reza Allameh azadeh
Freud Playhouse, UCLA Los Angeles. 25 February 2006

دكتر مصدق و سیاست پرهیز از جنجال
در مذاکراتی که در تیر ماه 1330 میان نمایندگان دولت ملی ایران و سفیر دولت انگلستان در خصوص شرایط ملی کردن نفت صورت گرفت ، دولت انگلستان و سفیر آن دولت در ایران می کوشیدند تا شرایطی را برای شروع مذاکرات پیش کشند . از جمله آن که عملیات معوق شده شرکت نفت انگلیس در خوزستان از سر گرفته شود و دولت ایران مداخلات خود را تا حصول به نتیجه نهایی متوقف سازد و افرادی مانند حسین مکی را که از نظر بریتانیا عناصری ماجراجو و آشوب طلب تلقی می شدند فراخواند.لازم به ذکر است که مکی به همراه مرحوم بازرگان و تنی چند از شخصیت های دیگر مسئولیت خلع ید از شرکت نفت انگلستان در جنوب را داشتند.
هرچند دکتر مصدق احضار حسین مکی را از آبادان تسلیم در برابر فشار خارجیان تلقی می کرد و تن به این کار نداد اما اسنادی که خود مکی در کتاب سیاه آورده است نشان می دهد که زیاده روی ها و سخنان غیر مسئولانه حسین مکی در خوزستان اسباب زحمت دولت می شده است . واکنش دکتر مصدق به خواسته مربوط به عزل حسین مکی نشان از درایت و هوشمندی این رهبر بزرگ دارد .در تلگراف رمز شماره 4/1325 مورخ 19/4/1330 دکترمصدق خطاب به حسن مکی که در جلد سوم کتاب سیاه ، ص 62 نیز نقل شده است می خوانیم :
" جناب آقای مکی ؛ مکرر به اطلاع رسانده است که از نطق ها و اظهارات محرک و زننده که موجب رنجش و گله های سیاسی می شود خودداری فرمایید . اینک به موجب نامه گلایه آمیزی که از طرف سفارت انگلستان واصل گردیده متذکر شده اند که جناب عالی در بیانات خود دولت انگلستان را دشمن خطاب فرموده اید . مجددا از جناب عالی خواهشمندم که حتی المقدور از نطق های متضمن جملات زننده و خلاف تشریفات سیاسی بین المللی خودداری فرمایید که جزییات سبب بشود که کلیات از دست برود . " نخست وزیر دکتر محمد مصدق
حسین مکی در پاسخ این تلگراف دکتر مصدق ، از روش خود دفاع کرده و گفته است " همین نطق ها و خطابه هاست که موجب تسلط روحی و معنوی ما را فراهم نموده " . اما دکتر مصدق بار دیگر در یک یادداشت خصوصی مورخ 21 تیر 1330 مکی را به " احتراز از بعضی کلمات زننده که هیچ اثری در اصل مطلب ندارد ولی حاسدین و مغرضین آن ها را دست آویز اعتراض قرار می دهند" فرا خوانده است.
سخنان دكتر محمد مصدق در مخالفت با ماده واحده تغيير قانون اساسي مشروطه مبني بر انتقال سلطنت به رضاخان

سخنان دكتر محمد مصدق در مخالفت با ماده واحده :
اولا راجع به سلاطين قاجار بنده عرض مىكنم كه كاملا از آنها مأيوس هستم زيرا آنها در اين مملكت خدماتى نكردهاند كه بنده بتوانم اين جا از آنها دفاع كنم و گمان هم نمىكنم كه كسى منكر اين باشد.
بنده مدافع اشخاصى كه براى وطن خودشان كار نكنند و جرأت و جسارت حفظ مملكتشان را نداشته باشند و در موقع خوب از مملكت استفاده بكنند و در موقع بد از مملكت غايب بشوند نيستم. اگر دوست حقيقى و قوم و خويش خودم هم باشد از آن بالاتر هم نباشد وقتى كه اين طور شد بنده مدافع او نيستم.
__________________
امّا نسبت به آقاى رضا خان پهلوى، اين كه ايشان يك خدماتى به مملكت كردهاند گمان نمىكنم بر احدى پوشيده باشد
__________________
اگر آمديم و گفتيم خانواده قاجاريه بد است بسيار خوب. هيچ كس منكر نيست و بايد تغيير كند. البته امروز كانديداى مسلم ما شخص رييس الوزراء است. خوب آقاى رييس الوزراء سلطان مىشوند و مقام سلطنت را اشغال مىكنند. آيا امروز در قرن بيستم هيچ كس مىتواند بگويد يك مملكتى كه مشروطه است پادشاهش هم مسؤول است؟ ايشان پادشاه مملكت مىشوند آن هم پادشاه مسؤول هيچ كس همچو حرف نمىتواند بزند و اگر سير قهقرايى بكنيم و بگوييم پادشاه است رئیس الوزارا و حاکم بر همه چیز است اين ارتجاع و استبداد صرف است. ما مىگوييم كه سلاطين قاجار بد بودهاند مخالف آزادى بودهاند مرتجع بودهاند، خوب حالا آقاى رييس الوزراء پادشاه شد. اگر مسؤول شد كه ما سير قهقرايى مىكنيم امروز مملكت ما بعد از بيست سال و اين همه خونريزىها مىخواهد سير قهقرايى بكند . اگر گفتيم كه ايشان پادشاه [هستند اما] و مسؤول نيستند آن وقت خيانت به مملكت كردهايم براى اين كه ايشان در اين مقامى كه هستند مؤثر هستند همه كار مىتوانند بكنند. در مملكت مشروطه رييس الوزراء مهم است نه پادشاه. پادشاه فقط مىتواند به واسطه رأى عدم اعتماد مجلس يك رييس الوزرايى را بفرستد كه در خانهاش بنشيند. يا به واسطه تمايل مجلس يك رييس الوزرايى را به كار بگمارد.
__________________
خوب اگر ما قائل شويم كه آقاى رييس الوزراء پادشاه بشوند آن وقت در كارهاى مملكت هم دخالت كنند و همين آثارى كه امروز از ايشان ترشح مىكند در زمان سلطنت هم ترشح خواهد كرد، شاه هستند رييس الوزراء هستند فرمانده كل قوا هستند.
__________________
بنده اگر سرم را ببرند تكه تكهام بكنند زير بار اين حرفها نمىروم. بعد از بيست سال خونريزى، حالا عقيده شما اين است كه يك كسى در مملكت باشد كه، هم شاه باشد هم رييس الوزراء باشد، هم حاكم! اگر اين طور باشد كه ارتجاع صرف است. استبداد صرف است. پس چرا خون شهداء راه آزادى را بى خود ريختيد؟ چرا مردم را به كشتن داديد؟ مىخواستيد از روز اول بياييد بگوييد كه ما دروغ گفتيم مشروطه نمىخواستيم يك ملتى است جاهل و بايد با چماق آدم شود.
__________________
گر مقصود اين بوده بنده هم نوكر شما و مطيع شما هستم، ولى چرا بيست سال زحمت كشيديم و اگر مقصود اين بود كه ما خودمان را در عضو ملل دنيا و دول متمدنه آورده بگوييم از آن استبداد و ارتجاع گذشتيم. ما قانون اساسى داريم، ما مشروطه داريم، ما شاه داريم، ما رييس الوزراء داريم، ما شاه غير مسؤول داريم كه به موجب اصل ٤٥ قانون اساسى از تمام مسؤوليتها مبرّاست و فقط وظيفهاش اين است كه هر وقت مجلس رأى عدم اعتماد خودش را به موجب اصل ٦٧قانون اساسى به يك رييس دولت يا يك وزيرى اظهار كرد آن وزير مىرود توى خانهاش مىنشيند. آن وقت مجددا اكثريت مجلس يك دولتى را سر كار مىآورد. خوب اگر شما مىخواهيد كه رييس الوزراء شاه بشود با مسؤوليت اين ارتجاع است و در دنيا هيچ سابقه ندارد كه در مملكت مشروطه پادشاه مسؤول باشد ولي اگر شاه بشوند بدون مسؤوليت اين خيانت به مملكت است براى اين كه يك شخص محترم و يك وجود مؤثرى كه امروز اين امنيت و آسايش را براى ما درست كرده و اين صورت را امروز به مملكت داده است برود بى اثر شود. هيچ معلوم نيست كى به جاى او مىآيد؟ اگر شما يك كانديدايى داريد و كسى را پيش خود معين كرديد بفرماييد ما هم ببينيم.
__________________
قانون اساسى ما با يك حوادثى تصادف و مقابله كرده است كه اين حوادث در يك قرن در اين مملكت پيدا نشده است قانون اساسى ما وقتى با اين حوادث مقاومت كرده و خودش را معروف جامعه ملل كرد اصولى را داراست كه به موجب آن اصول تمام ملل اروپا مىدانند كه قانون اساسى يك اموراتى را به مجلس حق مىدهد. ... بنابراين قانون اساسى يك اصولى دارد كه به واسطه معروفيتش به عقيده بنده حتى المقدور تا يك قضيه حياتى و مماتى پيدا نشود نبايستى تغيير داد. مگر با بودن يك شرايطى كه لازم براى تغيير قانون اساسى است.
__________________
اين طور تغيير ماده قانون اساسى يك سابقه مىشود كه قانون اساسى را به كلّى سست و متزلزل مىكند، كه هر ساعت يك نفر اراده كرد، بيايد اين اصولى را كه بنده براى شما خواندم اين اصولى را كه همه چيز ما را تأمين مىكند تغيير بدهد.
__________________
بعد هم بنده عرض كردم شما كه مىخواهيد آقاى رييس الوزراء را شاه بكنيد، ايشان يك وجود مؤثرى هستند كه مىخواهيد بلااثر كنيد. خدايا تو را به شهادت مىطلبم كه آن چه گفتم عقيده خودم بود و آن چه در خير مملكت است مىگويم و اين جا عبته آقايان را مىبوسم و مرخص مىشوم (خارج شدند)".
متن كامل سخنراني را در ادامه مطلب بخوانيد.

نقد كتاب
«نگاهى به كارنامه سياسى دكتر محمد مصدّق» نوشته: جلال متينى
غفور ميرزايى
ما مردم ايران چقدر سادهايم كه خيال مىكنيم انگليسها مردم زرنگ و كلكى بودند كه در مدت دو قرن، نيمى از جهان را در اختيار و مالكيت خود در آورده بودند! روى همين استدلالها آنها كه در خيابانهاى تهران سوار بر تانك در روز ٢٨ مرداد گويى از فتح استالينگراد برگشتهاند، و بسيارى ديگر از همين فاتحان و اعليحضرت فقيد، كودتاى ٢٨ مرداد را قيام ملّى مىدانند!
________________________
در اين مورد نويسنده، به تضاد عمل كودتا با منافع ملّى، توجه نفرمودهاند. يعنى كتاب مىتواند نقل قولها و منابع بسيار داشته باشد و باز يكطرفه و دور از واقعيت باشد. مثلا از قول ابراهيم صفايى كه پسر خاله سپهبد نصيرى رييس ساواك است و به دست او وكيل مجلس مىشود و نويسنده كتاب: اشتباه بزرگ: ملّى شدن نفت، می باشد
________________________
متيني در حالي كه به منافع نويسندگان كم نام و نشان و كماعتبار و مخالف دكتر مصدق او از نويسندگان كم اعتبار و دشمن مصدق به طور اغراق آميزي استناد كرده است از كتابهاي بسيار مستند مصطفى عِلم زير عنوان: نفت، قدرت و اصول، و كتابهاى الول ساتن، ويليام راجر لوئيس، گازيوروسكى، آلبرت حورانى، دكتر عظيمى، دكتر حبيب لاجوردى، دكتر فرهنگ رجائى و «همه مردان شاه» نوشته استفن كينزر و مارى آن هايس و كتاب Angelo-Iranian Oil Company نوشته مالكوم برن و «تاريخ جديد انتشار يافته سيا درباره عمليات آژاكس» كه در مارس ١٩٥٣ به دست دونالدن ويلبر (يكى از آركيتكتهاى عمده اين عمليات) نگارش يافته است را به كلّى ناديده انگاشتهاند زيرا اين كتابها بخشى از حقايقى را درباره مصدق و كودتاى ٢٨مرداد فاش كرده است كه به كار دشمنى كردن با مصدق و قلب ماهيت كردن كودتا نمىخورده است.
________________________
دانشجويان دانشگاههاى ايران كه حتى پدران و مادرانشان ممكن است در زمان مصدق جوانانى دور از جريانهاى سياسى بودند. امروز نام مصدق را به عنوان نماد و سمبل آزادى خواهى و قانون طلبى و مردم سالارى در مبارزات ضد استبدادى عليه حكومت دينى فرياد مىكنند
________________________
مصدق و نهضت ملّى ايران به عنوان ملّى كنندگان نفت، از راه قانونى، نه تنها مورد ستايش مردم ايران مىباشند بلكه مصدق خود پيشگام نهضت قانون طلبى و آزادىهاى فردى از راه مسالمت جويانه است
________________________
نطق دكتر مصدق در مخالفت اصولى [با تغيير ماده واحده قانون اساسي مشروطه مبني بر انتقال قدرت به رضاخان] سردارى نظامي كه هم قدرت دارد و هم به شوق قدرت گيرى هيچ مخالفى را نمىتواند تحمل كند و [در حالي كه] بزرگان ديگرى چون مستوفىالممالك و مشيرالدوله و مؤتمن الملك، احتياط مىكنند و براى مخالفت علنى نكردن به مجلس نمىآيند، كار كوچكى نيست كه بتواند مورد سرزنش و نقد سليقهاى قرار گيرد. رضاشاه خدماتى به مملكت كرد كه به دليل پادشاه مشروطه بودن خلاف قانون به حساب مىآيد، در صورتى كه اگر به توصيه مصدق توجه مىشد و در مقام رييس دولت آن خدمات را انجام مىداد، هم، برابر با قانون مشروطه نو پا بود و هم، سنّت تغيير قانون و در نتيجه نهادينه نشدن قانون نيز به صورت سياستى مطلوب و مستحسن رايج نمىشد تا هر چند صباحی قلدری به قانون اساسی تجاوز كند. در آن صورت مشروطه به اصطلاح «جا مىافتاد» و نهادينه مىشد. استاد ايرج افشار، از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامى، پنج بار دستبرد به قانون اساسى را ذكر مىكند كه اوّلين آن همين است كه مصدق در عين رعايت صداقت و صراحت با سياست منطقى آن چنان خير و صلاح مردم و مشروطه و سردار سپه را به طور اساسى و اصولى مطرح كرده است
________________________
نقد كامل را از ادامه مطلب بخوانيد.
ستیزه جویی با مصدق، چرا ؟!
دکتر حبیب داوران

مبارزات سیاسی دکتر مصدق که بیش از نیم قرن به طول انجامید بر روی دو محور اصلی استوار قرار دارد:
1- دفاع از استقلال سیاسی و اقتصادی ایران
2- تلاش در جهت استقرار آزادی
محور اول: دکتر مصدق برای تامین استقلال سیاسی و اقتصادی به مبارزه بر ضد امپریالیسم و سیاسیتهای سلطه گر زمان به طور خستگی ناپذیر ادامه دارد. مبارزات بی امان او در رد لایحه الحاقی نفت سبب گردید که صنعت نفت ملی گردد و با این عمل بساط نفوذ استعماری انگلیس را که حکمرانان مطلق بر سیاست و اقتصاد کشورمان بود، برچیند. دکتر مصدق رهبری بود که هرگز به ملت ایران که او را صادقانه دوست داشتند، دروغ نگفت و هرگز بر سر منافع و مصالح مردم ستمدیده ملت ایران با بیگانگان و مزدوران داخلی آنها سازش نکرد لو تزی را برای دنیای معاصر عنوان نمود که توسط رهبران جهان سوم عبد الناصر، نهرو،و تیتو دنبال شد. این تز به عنوان تز عدم تعهد معروف شد. او در این باره چنین گفته است:

دکتر محمد مصدق
پرچمدار نهضت ضد استعمار و ملی گرایی قرن معاصر
اکنون آفتاب عمر من به لب بام رسیده و دیر یا زود باید به راهی بروم که همه ناگریز خواهند رفت ولی چه زنده باشم و چه نباشم امیدوارم و بلکه یقین دارم ...

28 مرداد سال 1332، سالروز كودتاي ننگين عليه تنها دولت قانوني و دموكراتيك ايران بهرهبري دكتر مصدق است. اين كودتا كه با طراحي و پول و دخالت مستقيم سرويسهاي خارجي، با پشتيباني آخوندهاي مرتجع و بهكمك مشتي لومپن و چاقوكش عليه دولت قانوني دكتر مصدق صورت گرفت، هدفش به قدرت رساندن شاه فراري بود. توطئه كودتا از مدتها قبل از 28 مرداد زمينه چيني شده بود. نخستين عمليات كودتا شب 25 مرداد با شكست روبرو گرديد و شاه فراري شد. اما مرحله دوم ونهايي آن در روز بيست و هشتم مرداد با توزيع 390 هزار دلار ميان بعضي از آخوندهاي فاسد و امرا و افسران ارتش آغاز شد. اين مزدوران، نخست با ايجاد بلوا و زد و خورد با طرفداران دكتر مصدق در ميدان بهارستان كليه مؤسسات دولتي ازجمله راديو را تحت كنترل خود درآوردند. سپس با حمله بهخانه دكتر مصدق حلقه محاصره را تنگتر نموده و بهتخريب و غارت خانهوي پرداختند. بدين سان استبداد سلطنتي وارتجاع مذهبي كه در 14 مرداد 1285 از جنبش مشروطهخواهي مردم ايران شكستخورده بود اينبار در مرداد سال 32 بهسرنوشت و مقدرات ايران چيره شد. طنز تلخ تاريخ اين بود كه دولت آمريكا 47 سال بعد از كودتاي 28 مرداد از شركت در كودتا عليه مصدق رسماً معذرت خواهي كرد اما اين معذرت خواهي را بهجاي اعلام بهملت ايران، به حكومت جمهوري اسلامي، كه برخي از سردمداران آن خود از سيلي خوردن دكتر مصدق درآن كودتا بسا ابراز شادماني كرده بود، اعلام كرد.

روز 29 مرداد سال 1332 يكروز پس از كودتاي 28 مرداد، دكتر مصدق همراه با چند تن از يارانش در خانهاي در خيابان كاخ تهران دستگير و زنداني شد. حكومت كودتا از همان ساعات اوليه تا روزها و حتي ماهها بعد بهدستگيري، شكنجه و كشتار آزاديخواهان هواخواه دكتر مصدق پرداخته بود.
14 سال پس ازاين جنايت، پير دير احمد آباد مردم ايران، سرافراز و پراميد، چشم ازجهان فرو مي بندد.
درباره او، زندگي، مبارزات ومرامش بسيار گفته ونوشته اند.
- بغداد نيوز تيترزد: مرد آهنين اراده در گذشت.
- لوموند: حتي مرگ نيز که پيروزي نهايي اش بود، حق وي را ادا نکرد. مردي صادق و شرافتمند که با خداوندان نفت پنجه در پنجه افکند.
- مجله تايم: وجود نحيف دکترمصدق از کوه البرز استوارتر و از نفت آبادان سوزانتراست.
- بوئنس آيرس هرالد: بزرگتريت خدمتگزار بشريت.
- جواهرلعل نهرو: در قرن ما آسيا سه مرد بزرگ بوجود آورد که در جهان تأثير نمايان گذاشتند. اين سه مرد بزرگ يکي گاندي، دوم مائوتسه تونگ وسومي مصدق است.
http://rozesoraty.blogfa.com/post-42.aspx
